دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

47

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

داشت . بسيارى از بررسيها و مطالعات جديد روشن ساخته كه يك‌چنين گزارشى شتابزده به قدر كافى نمايانگر شرايط و اوضاع و احوال آن روزگار نيست « 1 » . حتى در زمان شاه اسماعيل هم نمونه‌هاى مهمى از عدول از اين تصوير مىتوان مشاهده كرد . واگذارى مناصب عاليه ديوانى و نظارت عاليه بر اوقاف ( مقام صدر اعظم ) بر اشراف ايرانى كاملا در جهت دوگانگى و اختلافى بود كه در بالا ذكر شد . امّا ديگر قضيه مردى چون قاضى محمد كاشى كه بطور همزمان هم صدر باشد و هم امير ، اصلا با اين اصل همخوانى نداشت . بديهى است كه گمارش وكيل براى شاه كه وظايف اميرالامرا و وزير اعظم را توأمان داشت ، عدول از اين اصل بود . حتى نخستين كسى كه به اين منصب دست يافت شيخ نجم الدين مسعود رشتى ، يك نفر ايرانى بود ، و او در اين منصب عالى سياست گمارشى كه در پيش گرفت حمايت صريح از برجستگان و خبرگان ايرانى و كاهش نفوذ تركان بود . در زمان مرگ شيخ نجم الدين در سال 1509 م . يك نفر ايرانى ديگر ، ياراحمد خوزانى معروف به نجم ثانى ، جانشين او شد و او نيز صاحب دو وظيفه اصلى كشورى و لشكرى بود . اينكه او كاملا بر وظيفه لشكرى خويش مسلط شده ، ترديدى نيست چون در سال 918 / 1512 در رأس سپاه سلطنتى به جنگ ازبكان رفت و در نبرد غجدوان كشته شد . از سال 1509 تا 1514 م . منصب امير الامرا و يا مقام فرماندهى كل وكيل در دست ايرانيان بود نه تركان . نمونه‌هاى فوق گواهى بر اين مدعاست و مثالهاى ديگرى هم مىتوان آورد . اين مناصب نشان مىدهند كه عالىترين مناصب نظامى و فرماندهى حتى در زمان اسماعيل اول در اختيار اشراف ايرانى بوده است . كاملا روشن است كه برجستگان و خبرگان ايرانى در زمان اسماعيل از نفوذشان براى تحديد قدرت نسبتا نامحدود امراى ترك بهره مىگرفتند و اين كارى بود كه گاهى بدون موافقت و يا آگاهى شاه صورت مىگرفت . مىدانيم كه شاه اسماعيل عنايت ويژه خود را شامل حال رجال ايرانى فوق‌الذكر و مردان آنها كرد ، تا آنجا كه تعدادى از آنها به ثروتهاى كلان دست يافتند . در اينجا تصور تصويرى از ناخرسندى و رنجش اشرافيت تركمان با توجه به حمايت و عنايت خاص شاه و مخصوصا غصب جدى امتيازات آنها چه به صورت واقعى و چه احتمالى ، قابل درك و ساده است . ريشه و منشأ اين امر در روابط پركشاكش بين رجال ايرانى و ترك نهفته است كه در سرتاسر سده دهم / شانزدهم ادامه داشت و حتى از خصوصيات حكومت اين دوره صفويان است . اين روابط در تاريخ پسين اين سلسله هم بكرات چهره نمود .

--> ( 1 ) - برون ، احوال شاه اسماعيل ، اكثر صفحات ؛ اوبن " Etudes safavides I " .